ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

496

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

فرنگان در يافا ماندند و به تعمير خرابيها پرداختند . صلاح الدين در سيزدهم رمضان راهى نطرون شد تا در آنجا خيمه زند . رسولان ميان پادشاه انگلتره ( انگلستان ) و الملك العادل ابو بكر بن ايوب آمد و شد گرفتند و قرار بر آن شد كه پادشاه خواهر خود را به او دهد و قدس و بلاد ساحل از آن العادل باشد و عكا و بلاد فرنگان در ساحل تا كشور ايشان در آن سوى رود از آن خواهر پادشاه باشد . البته به شرطى كه داويه راضى باشند . صلاح الدين اين پيشنهاد را بپذيرفت ولى كشيشان و راهبان خواهر پادشاه انگليس را از اين ازدواج منع كردند . بنابر اين كار به پايان نيامد . در واقع پادشاه انگليس نيز قصد خدعه داشت . آنگاه فرنگان قصد بيت المقدس كردند و در سوم ذو القعده از يافا به رمله رفتند . صلاح الدين به بيت المقدس رفت . سپاهيان مصر با ابو الهيجاء سمين به آنجا آمدند . مسلمانان با آمدن آنان قويدل شدند . در سوم ذو الحجه فرنگان به نطرون رفتند و مسلمانان در روبروى ايشان موضع داشتند . ميانشان چند بار نبردهايى درگرفت كه در يكى از آنها بيش از پنجاه تن از جنگجويان فرنگان اسير شدند . صلاح الدين به تعمير باروى قدس همت گماشت . هر شكافى را پر كرد و آن مكانى را كه از آنجا شهر را تصرف كرده بود نيك در ضبط آورد و فرمود تا در خارج فصيل خندقى كندند و هر ناحيه را به يكى از فرزندان و اصحاب خود سپرد . چون براى ساختن بارو سنگ كم آمد . صلاح الدين خود سوار شد و از جايهاى دور سنگ بار كرد و آورد . ديگر سپاهيان به او اقتدا كردند . آنگاه فرنگانى كه در نطرون بودند در تنگنا افتادند . مسلمانان راه آذوقه بر ايشان بستند . پادشاه انگليس خواست تا نقشهء بيت المقدس را براى او بكشند تا در كيفيت محاصرهء آن بنگرد . نقشه را براى او كشيدند . ديد كه اطراف آن را دره‌اى فراگرفته است . تنها از جانب شمال راه هست و آن دره عميق و صعب العبور بود . پادشاه گفت : محاصرهء آن براى ما مقدور نيست : زيرا اگر ما طرفى را كه شهر قرار دارد محاصره كنيم ديگر جوانب آزاد باقى مىماند . و اگر لشكر خود را دو قسمت كنيم و يك قسمت را در جانب وادى مستقر گردانيم و قسمت ديگر را در جانب شهر و صلاح الدين يك قسمت را مورد حمله قرار دهد ، آن قسمت ديگر را ياراى يارى رسانيدن به ايشان نيست ، زيرا آن قسمت اگر جاى خود را ترك گويند ، مسلمانان از شهر بيرون آيند و هر چه در لشكرگاهشان هست به غنيمت برند و اگر جمعى را در لشكرگاه به نگهبانى بگذارند و خود به يارى ايشان روند تا آنان از دره بگذرند ، صلاح الدين كارشان را ساخته باشد . از اينها گذشته حمل علوفه و آذوقه با وجود بسته بودن راهها ميسر نخواهد بود . چون سران سپاه سخن پادشاه را شنيدند به صحت آن اذعان كردند و به رمله بازگرديدند ، سپس در محرم سال 588 به عسقلان رفتند و به عمارت آن كوشيدند . پادشاه انگليس به يكى از پادگانهاى مسلمانان حمله آورد و جنگى چند رخ داد كه از هر دو سو جمعى كشته شدند .